خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گشوده اند در خانه باز خمارانکه تا تدارک روزه کنند میخواران
۲
تو شمع خلوت انسی مرو بمحفل عامبحفظ خویش نپردازی و پرستاران
۳
متاع دین و دل از زلف و چشم او که بردکه راه قافله را بسته اند طراران
۴
بیا چو باد سحرگه که جان بیفشانندچو شمع صبحگهی در رهت هواداران
صفحهٔ ۱ از ۲