خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلا به راه سحرگاه شمع روشن کندرآ بخانه تار و بخویش شیون کن
۲
بیاد آر که جز معصیت نکردی هیچشماره گنه خویشتن معین کن
۳
هزار توبه شکستی بآرزو دادیبیا و روی از این پس زروی و آهن کن
۴
تو را عمل به پشیزی نمیخرد چون کسپی ذخیره درآ اشک را بدامن کن
صفحهٔ ۱ از ۳