خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
افتاده سرشکم زپی نرگس جادوچون طفل سراسیمه که رفت از کف آهو
۲
یکجا نظرم وقف کمانخانه ابروستیکسو دل شیدا بکمند خم گیسو
۳
من ترک می و صحبت معشوق نگویمهر چند کند محتسب شهر هیاهو
۴
خوش گفت مرا دوش حکیمی بنصیحتزنهار مگو ترک می و طلعت نیکو
صفحهٔ ۱ از ۴