خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا نکنم به پیش کس شکوه ز تند خوی اوعذر اقامه میکند حسن بهانهجوی او
۲
عشق تو را سمندرم باغ گل است اخگرمطالب آتش از چه رو شکوه کند ز خوی او
۳
بلبل باغ هر سحر گوید با دو چشم ترگلچین عشق گل مرا بهر تو رنگ بوی او
۴
عاشقم و نه بوالهوس روز و شبان مراست بسوقف تو باد مدعی جلوه روی و موی او
صفحهٔ ۱ از ۴