خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ظاهرا پنهان گذشت از کوی توکاز نسیم صبح آمد بوی تو
۲
از چه دارد نافه در جیب و بغلگر صبا نگشوده چین موی تو
۳
روز و شب پیوسته ام اندر نمازتا بود محراب من ابروی تو
۴
رم کند از دام ناچار ار غزالرام شد با دام زلف آهوی تو
صفحهٔ ۱ از ۴