خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماه دوهفته هفتهای از رخ نهفتهایدر دل تو حاضری اگر از دیده رفتهای
۲
ای غنچه بدیع ز خون جگر تو راپروردم و به گلشن مردم شکفتهای
۳
ای زلف یار حال منی بس که در همیای چشم دوست بخت منی بس که خفتهای
۴
سر من است در دل و راز تو با صباستبا من که راز گفت تو از که شنفتهای
صفحهٔ ۱ از ۲