خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو ترک چشم تو خونخوار شد آهسته آهستهدلم خون دیدهام خونبار شد آهسته آهسته
۲
تجلی کرد تا شمع رخت در سینه تنگمچو سینا مهبط انوار شد آهسته آهسته
۳
بشارت بر به شیراز مصر امشب پیر کنعان راکه یوسف شاهد بازار شد آهسته آهسته
۴
مکن از خار هجران عندلیبا ناله از این پسکه گل از آتش گلزار شد آهسته آهسته
صفحهٔ ۱ از ۳