خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسنت نهاده دانه دامی عجب به راهکاندر کمند زلف کشد آهوی نگاه
۲
خورشید سربرهنه به پای تو سر بسودکز خاک مقدم تو به سر برنهد کلاه
۳
غنچه چو کل به پیش رخت جامه بردریدشد آفتاب مقتبس از طلعتت چو ماه
۴
نبود مجال سلطنت عقل چون به نازبر ملک دل سپهبد غمزه کشید شاه
صفحهٔ ۱ از ۴