خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن می که از شعاعش آتش زند زبانهدرده سحر که دارم درد سر شبانه
۲
زآن آب شادی افزا غم را بشوی از دلکاتش بجام افکند درد و غم زمانه
۳
ساقی بتیر غمزه جان مرا سپر کنمطرب بناخن عشق دلرا مکن نشانه
۴
ای لعل ناردان رنگ از نار اشتیاقتنار کفیده ام دل اشکم چو نار دانه
صفحهٔ ۱ از ۳