شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۰۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بمسجد رخنه ای بگشای ای زاهد زمیخانهکه از نورش کنی چون طور روشن صحن کاشانه
۲
در آن موقف که ساقی ساغر توحید میبخشدتوهم جامی بزن کز خویش خواهی گشت بیگانه
۳
زبان عقل و سود عشق بر مستان بود واضحتو هم بهر زیان و سود عاقل باش و فرزانه
۴
زهی بزمی که روشن گشته از نور مه ساقیکه شمع خاوری در پیش شمع اوست پروانه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth