خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۰۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ارغوان است که با غالیه آمیختهاییا که بر برگِ سمن سنبلِ تر ریختهای
۲
شهر بر هم زده آشوب دو چشم سیهتاین چه فتنه است ندانم که برانگیختهای
۳
نیست در طره خوبان به جز از فکر خطاتا کی ای دل تو در این سلسله آویختهای
۴
نامِ اغیار شده ذکر لبِ شیرینتاین چه نوش است که با نیش درآمیختهای
صفحهٔ ۱ از ۲