خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۰۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با سپاه مژه از قتل که باز آمدهایکه به خون غرقه تو چون چنگل باز آمدهای
۲
عاشقان تو چو پیرامن تو شعله شمعمحفلافروز ولی دوستگداز آمدهای
۳
به حرمخانه دلهای خرابت ره نیستکه تو ای شیخ همه ره به حجاز آمدهای
۴
حال دل با خم زلفش سحر آهسته بگوچون تو ای باد صبا محرم راز آمدهای
صفحهٔ ۱ از ۳