خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۰۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با سیخ مژه آمده آن یار سرابیدهدارد بر هر سیخ دلهای کبابیده
۲
ترسم که بگیرندش کاین قاتل درویش استکز خون دل عشاق سرپنجه خضابیده
۳
جز غالیهٔ مویت بر عارض نیکویتاز غالیه کس هرگز بر ماه بتابیده
۴
یک نیمه ز رخسارت افتاده برون از زلفخورشید ز شرم او بر چهره سحابیده
صفحهٔ ۱ از ۴