شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۰۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز انبوه رقیبانم مجال دید دلبر نهمگس چندانکه مردم را نظر بر تنگ شکر نه
۲
مرا گفتی شبی آیم به خوابت دیده بربستمولی از بخت خواب‌آلوده‌ام این حرف باور نه
۳
پی خرسندی دشمن بریزی خون احبابتپسندد هیچ مسلم این ستم گاهی به کافر نه
۴
تو را بادا گوارا باده لعل لب دلبرکه جز خون جگر ای مدعی ما را به ساغر نه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth