شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۰۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما نداریم نظر بر می و بر میخانهکز لب و چشم تو می میکشم و پیمانه
۲
نظره ساقی مستان پی مستی کافیستمست این نشئه گریزد زمی و میخانه
۳
طاق ابروی تو را تا که مهندس بودهکش بود کعبه باطراف و میان بتخانه
۴
چکند آدم بیچاره که از ره ببرداهرمن زلف و بهشتت رخ خالت دانه
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth