خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۱۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بکن آن باده رنگین به ایاغم ساقیکه بود نشئه او تا به قیامت باقی
۲
مستی می چو خمار آرد و هشیاری و رنجمست شو مست ولی از لب و لعل ساقی
۳
باده ی نوش که فانی کندت در ساقیتاز مطرب شنوی نغمه انت الباقی
۴
باده ی ریز بجامم همه لبریز زعشقتا بشوئیم زدفتر سخن الحاقی
صفحهٔ ۱ از ۲