خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۱۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبا از بلبل دور از دیار زار گمنامیسوی آن گلبن نوخیز بر از لطف پیغامی
۲
که زخمی باشدم کاری نه از پیکان نه از خنجرفروبسته پرم اما نه صیادی و نه دامی
۳
فراقم سوخت سر تا پا به آتش باز میگویدمیان پختگان عشق او سودایی خامی
۴
به غیر از روز هجران نیست شبهای مرا روزیندارد روزگارم جز شب حرمان دیگر شامی
صفحهٔ ۱ از ۲