خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۱۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جز حسن دیده دیده در روی تو کمالیور نه هر آن که بینی او راست زلف و خالی
۲
چون هندوان در آذ از رشک میبرم سرتا تو مجاور ای خال بر طرْف آن جمالی
۳
از حالت قد تو اندر سماع آیدگر صوفئی ببینی روزی به وجد و حالی
۴
دی رفت با حکیمی حرفی ز سِرّ موهومدر خاطرش نگنجد جز آن دهان خیالی
صفحهٔ ۱ از ۳