خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۱۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چرا ای دل وفا با آن بت پیمان شکن کردیگرفتی خو بآن بیداد خو و ترک من کردی
۲
بکام دیگران شد لعل شیرین شکر بارشعبث تو کوهها کندی و خود را کوهکن کردی
۳
بجز غوغای زاغ و غارت گلچین نمی بینمبامید که ای بلبل تو جا در انجمن کردی
۴
بود بازار یوسف گرم و تو چون پیر کنعانیزعالم دیده بسته خانه را بیت الحزن کردی
صفحهٔ ۱ از ۴