شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۱۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به هواست برق امشب بطلب پریّ و بالیقدمی بساز از سر نو گرت مجالی
۲
بلی ای طبیب گفتی که علاج هجر وصلستچه کنم به درد حرمان که ندارم احتمالی
۳
به سیاه‌چال هجران شبی ار به روز آرینفسی که در فراقی بودت فزون به سالی
۴
به شب وصال سویم نظری بکن که گویمکه سُها و شمس دارند به نظره اتصالی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth