خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۲۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخنه ای شانه در آن زلف پریشان نکنیتا که صد سلسله را بی سر و سامان نکنی
۲
کی شود بلبل و قمری زگل و سرو آزادگر تو گلرو بچمن سرو خرامان نکنی
۳
چه عجب گر دل عاشق هدف تیر تو شدکوه نبود که در او رخنه بمژگان نکنی
۴
گر مسیحا و فلاطون بودت در بالیندرد عشق ار بودت میل بدرمان نکنی
صفحهٔ ۱ از ۳