خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۲۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خادما شمع برافروز بنه منقل و میعنبر و عود بسوزان و مکن غفلت هی
۲
مطربا پرده قانون بنوا راست بزنساقیا باده بدور آر و بده پی در پی
۳
بخل مذموم بود خاصه که در بزم کرامکرمی تا نبرد نام کس از حاتم طی
۴
مرغ هوهو زده ای مطرب عاشق برخیزنیمه ای رفت زشب چند تغافل هی هی
صفحهٔ ۱ از ۳