خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۲۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با من ای عشق اگر عهد کهن تازه کنیمصحف دل که زهم ریخته شیرازه کنی
۲
حسن را بی مدد تو نبود جلوه به دلبه یکی جذبه بهر هفت تواش غازه کنی
۳
غیر می دفع خمارت نکند وقت صبوحتا بفردای قیامت که تو خمیازه کنی
۴
پاره پوست که بر چوب ببندد مطرببه یکی نغمه تواش ساز خوش آوازه کنی
صفحهٔ ۱ از ۲