خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درین کشور چه میپرسی غرور حسن سرکش راکه با شمشیر چوبین می کشند اطفال آتش را
۲
ز گلشن می رسم چون خسته ای کز جنگ برگرددکه گلبن بر دلم از تیر خالی کرده ترکش را
۳
درین گلشن من آن نخل کهن پرورده ی خشکمکه گل گل بشکفد، پیشش بری چون نام آتش را
۴
نباشد جای مو در کف، ولی گر خط او بیندسلیمان جای در کف می دهد آن موی دلکش را
صفحهٔ ۱ از ۲