خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سخن ماست سربسر مرغوبگرچه پیچیده است چون مکتوب
۲
چشم از جلوه های قامت دوستهمچو دریا پر است از آشوب
۳
خاک از بس که رفتم از دل، شدپنجه ام ریشه ریشه چون جاروب
۴
دوستی نیست رحم بر کاهلآتش مرده زنده گشت به چوب
صفحهٔ ۱ از ۲