خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو احتیاج طلب می شود، نقاب طلبکه از خدا نتوان کرد بی جواب طلب
۲
خبر ز خضر نداری و زندگانی اوبمیر تشنه، مکن از زمانه آب طلب
۳
مرید پیر مغانم که این نصیحت اوستطلب مکن ز کسی، ور کنی شراب طلب
۴
نکرده ام ز قناعت به کودکی هرگزز دایه شیر به شب های ماهتاب طلب!
صفحهٔ ۱ از ۳