خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر زمین از جا رود، آزادگان را باک نیستهمچو نخل موم، ما را ریشهای در خاک نیست
۲
نیست حرف آرزو بر گفتگوی ما سوارهمچو باد انفاس عیسی مرکب خاشاک نیست
۳
طایر همت نمیگنجد در این تنگآشیانهمچو عنقا جای ما در بیضهٔ افلاک نیست
۴
شمع معذور است اگر در پردهٔ فانوس رفتچون حباب باده، چشم اهل مجلس پاک نیست
صفحهٔ ۱ از ۲