خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۱۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی چه دهی پند من این بزم شراب استاز گریه مرا منع مکن، عالم آب است
۲
از عشق تو آسان نتوان جست، که دارددستی که گلوگیرتر از پای حساب است
۳
از آینه ی ناصیه در حلقه ی مستانمعلوم تنک ظرفی ما همچو حباب است
۴
آن نامه که ما راز دل خویش نویسیمهر نقطه درو ترجمه ی چارکتاب است
صفحهٔ ۱ از ۳