خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۱۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم تو ز بیماری خود بر سر ناز استمژگان تو همچون شب بیمار دراز است
۲
راهی چو سوی کعبهٔ دل نیست، چه حاصلکز جاده این بادیه چون سینهٔ باز است
۳
از سلسلهٔ بندگی آزاد کسی نیستدر طاعت افلاک، زمین مهر نماز است
۴
آهنگ شکست بت و بتخانه بهانه ستاز هند همین مطلب محمود، ایاز است
صفحهٔ ۱ از ۲