خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۱۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آتش گل را اگر باشد شراری، خال اوستگر چراغ آیینه ای دارد، گل تمثال اوست
۲
سرو را این جلوه و سامان رعنایی کجاستطوق قمری کی به حسن نغمه چون خلخال اوست
۳
بستر راحت مرا پهلوست در راه طلبمرغ را چون خواب آید، بالش پر، بال اوست
۴
نیست پاکان را بجز در کار دنیا اعتبارخلق را تعظیم مصحف از برای فال اوست
صفحهٔ ۱ از ۲