خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۱۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جهان بر خود مرا واله گرفته ستمرا خود دل ز شهر و ده گرفته ست
۲
به خاک این چمن، تهمت چه بندمغبار از خود دلم چون به گرفته ست
۳
کمندم با وجود لاغری هاهمیشه آهوی فربه گرفته ست
۴
نگردد گریه ی مستانه ام کمکه این باران شب شنبه گرفته ست
صفحهٔ ۱ از ۲