خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۱۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیار می که غمم باز در هجوم گرفتدل شکسته ام از عادت و رسوم گرفت
۲
به نامه هرچه رقم می کنم پریشان استحساب کار مرا عقل ازین رقوم گرفت
۳
هما ز بیم نیارد برو گذار کندبه خویش مقدم جغدی کسی که شوم گرفت
۴
ملایمت دل بی تاب را چه سود دهدنشاید آینه ی آب را به موم گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲