شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۱۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا ز راز دو عالم، سخن بلندتر استحدیث اهل محبت ز عالم دگر است
۲
بیا که موسم گل چون نسیم در گذر استبط شراب چو طاووس مست جلوه گر است
۳
ز رفتن شب و وقت گل چراغ چه غمپیاله گیر که فصل شکوفه ی سحر است
۴
حریف کاسه ی چشم سیاه مست تو نیستدلم که از گل رعنا تنک شراب تر است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth