شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۱۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم همیشه ز آشوب عشق بی تاب استدرین محیط، گهر مضطرب چو سیماب است
۲
چو می به پیش نهم، قسمتم ز غیب رسدکلید روزی من موج باده ی ناب است
۳
چه سود کوشش غافل، که در طریق طلبرود به راه چو آب روان و در خواب است
۴
ز برشکال دگر ملک هند خرم شدز فیض ابر جهان خوش چو عالم آب است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth