شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۱۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بس اشک نیازم خاکسار استشود چون خشک، در چشمم غبار است
۲
تنم می بالد از هر زخم خوردنبه طبعم آب تیغش سازگار است
۳
به غیر از زهر حسرت روزی ام نیستکلید رزق من دندان مار است
۴
همین گل نیست از شوقش پریشانز شبنم گریه بر مژگان خار است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth