خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۱۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلف تو رنگ و بوی ز عنبر گرفته استلعل لب تو شیر ز شکر گرفته است
۲
با ما چنان که بود دلت، نیست این زمانآیینه ی تو صورت دیگر گرفته است
۳
مکتوب وصل را دلم از شوق همچو طفلصد بار خوانده و دگر از سر گرفته است
۴
سرو از برای خویش در ایام قد اوتعلیم نوحه را ز صنوبر گرفته است
صفحهٔ ۱ از ۴