خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۱۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای گل شکفته شو که به جا میفرستمتیعنی به یار سستوفا میفرستمت
۲
قاصد بگیر نامه و دست مرا ببوسآگاه نیستی که کجا میفرستمت
۳
بگذار تا تمام شود نامه، ای صبابیطاقتی مکن، به خدا میفرستمت!
۴
قاصد ز رشک، سایهٔ خود را نمیبردای گریه صبر کن ز قفا میفرستمت
صفحهٔ ۱ از ۲