شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۱۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سحر به سوی چمن یار چون شمال گذشتز لطف جلوه اش آب از سر نهال گذشت
۲
مدار مجلس افتادگان به او افتادستم به جام جم از ساغر سفال گذشت
۳
چنان نمود محبت به من صف آراییکه شیر در نظرم خوشتر از غزال گذشت
۴
به زندگی ز غمت دیده بودم آشوبیکه روز حشر به من چون شب وصال گذشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth