شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۱۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم از آبلهٔ غم چو کف سوخته استجگر از تشنگی‌ام چون صدف سوخته است
۲
عشق را رغبت آمیزش من نیست عجبمیل آتش همه جا بر طرف سوخته است
۳
ناوک آه من از شعله بود همچو شهابپیکر چرخ ازان چون هدف سوخته است
۴
آه ازین شعلهٔ آواز تو مطرب که ازوهر طرف می‌نگرم چنگ و دف سوخته است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth