شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۱۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خاک راهیم و غبار ما چو آب گوهر استنخل مومیم و خزان ما بهار عنبر است
۲
از برای کینه ی ما آسمان پیدا شده ستاختر ما تیره بختان تخم این نیلوفر است
۳
در دیار هند، حالم را مپرس ای همنشینبر سر من موی سرگردان چو دود مجمر است
۴
احتیاجم کاشکی می بود بر همچون خودیای خوش آن ماهی که کار او به آب خنجر است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth