خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۱۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در وادی وفا ره و رفتار نازک استچون رنگ گل، طبیعت هر خار نازک است
۲
شرم تو کرده با همه کس آشنا تراچون برگ لاله، روی تو بسیار نازک است
۳
می بایدم ز کوچه ی سنگین دلان گذشتبا شیشه ای که چون دل بیمار نازک است
۴
خود را به پیری از غم عالم نگاه داراز گل رسد قصور چو دستار نازک است
صفحهٔ ۱ از ۲