خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به گلشن بی تو سروم دود آه استبه چشمم سبزه چون مژگان سیاه است
۲
دلم را یاد تیغش تازه داردچو آن آبی که در برگ گیاه است
۳
به خاک راه او از سنگ طفلانتنم چون سایه سر تا پا سیاه است
۴
چه سان خورشید گویم روی او راکه مصحف را غلط خواندن گناه است
صفحهٔ ۱ از ۲