خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پی شکستن پیمان بهانه بسیار استگرم خموش نسازی فسانه بسیار است
۲
به هند، شعلهٔ آه ضعیف من چه کندکه چون قلمرو تقویم، خانه بسیار است
۳
ستارگان همه غارتگران سامانندبهوش باش که موش خزانه بسیار است
۴
ز حرفم آنچه نفهمی به لطف خود بگذرزبان موی شکافان چو شانه بسیار است
صفحهٔ ۱ از ۲