شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۲۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به خاک هند مرا تاب زیستن ز کجاستکه چون حباب مرا زندگی به آب و هواست
۲
چنان مدار معاشم ز پهلوی خویش استکه تا فتیله ی داغم ز بندهای قباست
۳
گریختن ز جفای زمانه ممکن نیستکجا رویم که خورشید گردنامه ی ماست
۴
به چشم اهل کمال آسمان و خورشیدشبه دست طفل دبستان، کتاب شاه و گداست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth