خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به نقش طالع ما چشم قرعه حیران استکتاب همچو گل از فال ما پریشان است
۲
به خط رسانده بسی عشق ما نکویان رابیاض دیده ی ما پر ز خط خوبان است
۳
به وادیی که من از شوق گم شدم، کعبهسیاه خانه نشینی ازان بیابان است
۴
هزار نامه ام از بیم غیر، قاصد رابه زیرپوست چو جلد کتاب پنهان است
صفحهٔ ۱ از ۳