شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۲۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هوای تخت ندارد کسی که گوشه‌نشین استسر و دلی که به ما داده‌اند تاج و نگین است
۲
به غیر عیب جهان بر زبانشان سخنی نیستمدار صحبت آزادگان عشق برین است
۳
به سر رویم همه شب به کوی یار و عبث نیستکلاه ما که چو پاپوش شبروان نمدین است
۴
گمان زر چو ندارد دل حریص ملول استکه خنده رویی هندو ز زعفران جبین است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth