خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کجا موج زند جام شرابی دام استساغر باده، گل صبح و چراغ شام است
۲
روشنایی ز فروغ می گلگون داریمروزن خانه ی ما باده پرستان جام است
۳
قلعه ی قهقهه ی کبک بود دامن کوهپای خم هست، چه پروای غم ایام است
۴
از محبت کسی آسیب نبیند هرگزعشق آهوست، همین است که شیراندام است
صفحهٔ ۱ از ۲