شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۲۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز می ملاحظه زاهد مکن که این عیب استچو غنچه دست تو در قید آستین عیب است
۲
هوس ز وصل تو طرفی نمی تواند بستبه گرد خرمن گل طوف خوشه چین عیب است
۳
ز حسن ساخته نتوان فریب بلبل دادسریش غنچه ی گل های کاغذین عیب است
۴
چو بخت نیست کسی را، چه کار آید عقلسوار پا چو ندارد رکاب زین عیب است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth