خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهار آمد و سر تا به سر جهان سبز استز فیض ابر، زمین تا به آسمان سبز است
۲
ز خانه بهر چه بیرون رود، که بلبل راز یاد رفته چمن، بس که آشیان سبز است
۳
غبار کو که نشیند به دامن صحرا؟ز بس چو آب چمن، راه کاروان سبز است
۴
برو چگونه توان طعن زردرویی زد؟که همچو ریشه ی گل، رنگ زعفران سبز است
صفحهٔ ۱ از ۴