خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جدل از خصم هنر باشد و از من عیب استچون رگ لعل ز دانا رگ گردن عیب است
۲
طعنه خوش نیست به دشمن، که به هم مردان راجنگ کردن چو زنان همره سوزن عیب است
۳
گر کنم شکوه ز بی مهری او عیبی نیستگله از دوست توان کرد، ز دشمن عیب است
۴
خانه ای را که بود بخت سیه فرش دروآفتابش چو گل چشم به روزن عیب است
صفحهٔ ۱ از ۳